تذکره المقامات…
چندی پیش دو دوست خوب و هنرمندم یکی آقای مهندس عظیم ولی الهی و دیگری شهروند نوجوان و پر افتخار گرگانی آقای علیرضا باقری ، دو هدیه با ارزش برای من ارسال کردند …. یکی به طنز مطلبی را نوشت و دیگری استادانه چهره ام را به تصویر درآورد…. که با کسب اجازه و ضمن قدردانی از این دوست عزیزم پیشنهاد می کنم این دو موضوع را بخوانید و ببینید و کمی لبخند بزنید…..
تذکره المقامات مهندس عبدالرضا چراغعلی….
آن شهردار اسبق بندر ترکمن، آن منتخب هر مرد و زن، آن متخصص معماری، آن ناظر بر شهرداری، آن متبحر در هر کاری، آن مرسم اشکال هندسی ، آن عضو نظام مهندسی، آن رییس کمسیون عمران، آن دارنده دهها پست وعنوان، آن جوانترین عضو شورا، آن دوست و دشمن را در کار خیر همراه، آن ویبلاگ نویس ویبلاگ دان، آن معتمد همگان، آن امید گرگانی های اصیل، آن مدافع ابن سبیل، آن نوشنده دوغ آبعلی، شیخنا و مولانا عبدالرضا چراغعلی از سالکان راه بود و بی پناهان را پناه.
نقل است که روزی در حلقه درس از یکی از مریدان وی پرسیدند که: از احوالات شیخ ما، کدام حال او را بر دیگر احوال او برتر یافتی؟ تاءملی کرد و گفت: چرخیدن ایشان در هنگام سماع به چپ وراست. گفتند: تمام سماع در ملک ما آموختن چرخیدن است به چپ و راست در وقت مقتضی. مگر ایشان سماع را چون کنند که اینگونه بارز بودی فرمود: همگان سماع کنند یا به چپ یا به راست. اما ایشان در طرفة العینی در سماع طی طریق سلوک از چپ به راست چرخد و از راست به چپ. ودرست آن زمان که کسی را تصور چرخش و گردش نیست ایشان چنان چرخد و گردد که همه را مات و متحیر گرداند. گفتند یا شیخ ، این کرامات خود به چشم خود دیده ای؟ گفت: آری؛ در دو دوره انتخاب رییس شورا آنجا که یک بار اصلاح طلبان را و بار دیگر اصولگرایان را بر سبیل هدایت نیافت چرخی زد و طومار ریاست شورا را دگرگونه پیجید. گویند فلحال یاران جامه ها دریدند و انگشت حیرت بر دهان گزیدند و حتی گویند در آن مجلس که شیخ دکتر محمد هادی شریف حضور داشت صیحه ای زد یک سال بعد دار فانی را ودا گفت. ( مدا… طول عضویته).
روزی شیخ ما شیخ علی نصیبی(زید عزه العالی) در ویبلاگ خویش « گرکان ما» همان ( گرگان خودش) نقل کرده است که روزی با آن سراج منیر و چراغ هدایت به قصد سیاحت و قربت و سیر افاق و انفس به تپه هزار پیچ رفته بودیم و در راه بازگشت در پیچ نهصد و نود و نهم چشممان به المان میدان بسیج افتاد. پرسیدم: که ای شیخ اکبر ، تو با این همه کرامات و علم معماری که دانی سر المان میدان بسج را به ما باز گو که این المان مطابق کدام یک از اصول معماری « گرگان ماست»؟ فرمود: ای علی، چهل سال دیده بانی دل کردم و اصول معماری آموختم حال چون نیک نظر میکنم میبینم که در مقابل این عظمت هیچ نیم. و این از شکسته نفسی ایشان بود ( الی ا…. مقامه).
وباز نقل است که روزی شیخ اعظم حاج علی کلاتی( مد ا… طول محاسنه) را گفتند: که ای شیخ؛ مراد ما آن «آفتاب عالم تاب» و چراغ عالم آفروز از احادیث نبوی به کدام حدیث بیشتر عمل می فرمود. فرمود: ایشان به حدیث « اطلبو العلم ولو بالصین»( طلب کنید علم را ولو در چین باشد) علق و علاقه بسیار داشت و در پیاده کردن آن جهد بیشمار. تا آنکه توانستند به اتفاق شهردار و یاران بی قرار سواره و پیاده خود را به چین و ماچین رسانده و هر چه علوم را که اجازت دادند و میسور بود به گرگان ما وارد کنند از جمله پلهای هوایی دور میدان شهرداری را که از سوغات آن دیار غریبه است.( کثرا… مسافرته)
خدایش رحمت کند که از ایشان جملات قصار بسیار نقل شده است که فرمود: «بهت زنگ میزنم» و فرمود: «مقابل سفارت ترکمنستان تجمع کنید» و فرمود ابراهیم کریمی بهتر است . گفتند از که؟ گفت بهتر است. گفتند از چه ؟ گفت: بهتر است. گفتند چرا؟ گفت بهتر است.( رضی ا…عنه)
و خدایش بیامرزاد که او را کلام یکی بود و شغل یکی اما پست یکی یکی.
( تهیه و تنظیم عظیم ولی الهی )


