درخواست جلسه غیر علنی برای حفظ ناهارخوران…!؟

مطابق گزارشات ارسال شده یکی از نهادهای دولتی  قصد تصرف عرصه وسیعی از پارک جنگلی و تاریخی ناهارخوران را دارد….!!! و مطابق این درخواست متاسفانه در سایه سکوت معنادار ادارات و سازمانهای متولی و با حمایت مسئولان تراز اول استان تصمیم گرفته شده است تا علاوه بر واگذاری این عرصه ملی ، چند میلیارد تومان از اعتبارات استانی و …

DSC_0025

بهارآمد بهار آمد بهار مشکبار آمد…نگار آمد نگار آمد نگار بردبار آمد

  نوروز این عید سعید باستانی بر همه دوستداران گرگان زمین مبارک باد….

Pelargonium_1

دریافت وجه بابت دفن اموات باید هرچه سریعتر متوقف شود

گفتگوی صریح با منتخب اول مردم گرگان در شورای شهر اختصاصی شمال فردا : یک آرامستان و چندین متولی / شرایط نگران کننده و نامناسب آرامستان گرگان/ ظرفیت آرامستان تکمیل شده است / تقاضای تعلیق حکم از جانب اوقاف / دریافت وجه بابت دفن اموات باید هرچه سریعتر متوقف شود / محدوده بقعه ی امامزاده …

shomalfarda

دیر نشده…. شجاع باشید و عذر خواهی کنید

    سالهاست که شهروندان گرگانی از نبود حساب و کتاب مشخص در آرامستان گرگان و عدم اطلاع از نحوه هزینه کرد وجوه دریافت شده می گویند و در طول این ایام هم همواره به طرق مختلف مراتب اعتراض خود را به گوش مقامات مسئول از جمله شورای اسلامی شهر رسانیده اند . اما متاسفانه در طی این …

emamzade

عضویت در گرگان‌نامه

شما می‌توانید از طریق RSS و یا با درج آدرس ایمیل خود در کادر زیر عضو خبرنامه شوید و در اولین لحظات از جدید‌ترین مطالب مطلع شوید.

اسطوره ورزش گرگان ، به دیار ابدی شتافت

سید رضا سیدین در سال ۱۲۹۸ در محله میخچه گران گرگان بدنیا آمد . او تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ایرانشهر واقع در سبزه میدان ( خیابان پنجم آذر ) سپری کرد .سیدین در رشته های دومیدانی و انواع پرش ، ورزشکاری شاخص و قهرمان بود و بهمین دلیل مسئولین وقت گرگان در سالهایی که دورانی دانش آموزی را سپری می کرد از مسئولین وقت گلدان نقره ای جایزه گرفت .

در سال ۱۳۲۰ مسئولین گرگان تشخیص دادند که سیدین در رشته تربیت بدنی دارای استعداد و آمادگی خوبی میباشد و از این رو ، وی را به دانشسرای تربیت بدنی تهران اعزام نمودند و در سال ۱۳۲۲ سیدین با دریافت ابلاغ رسمی معلم ورزش از رئیس تربیت بدنی ایران به گرگان بازگشت . وی پس از بازگشت به زادگاهش و اشتغال به شغل معلمی به اقدامات پایه ای و اساسی برای توسعه ورزش گرگان دست زد که از آن جمله می توان از افتتاح نخستین باشگاه ورزشی مدرن گرگان در محله شیرکش در سال ۱۳۲۲ و افتتاح اولین زمین بسکتبال گرگان نام برد .

سیدین در سال ۱۳۳۰ هم زمان با معلمی رئیس اداره تربیت بدنی شد  که از اقدامات موثر  ایشان در دوره این مسئولیت باز پس گیری زمین استادیوم ورزشی گرگان از متصرفین  و همچنین توسعه آفضاهای ورزشی آن  و پیگیرهای مربوط به احداث سالن تختی بود .

سیدین در سال ۱۳۳۷ نخستین استخر شنای ورزشی گرگان را با هزینه شخصی خود احداث کرد . وی برای نخستین بار تیم های ورزشی را در گرگان پایه گذاری کرد و به پرورش ورزشکاران و قهرمانان نمونه و ارزشمندی همچون رمضان احمدی ،  زینتی ، نصرت رضایانی ، خدر و امامقلی حبیبی اهتمام ورزید  .

این پهلوان وارسته که عاشقانه عمر پر برکتش را صرف خدمتگذاری به مردم این دیار تاریخی کرد ، در غروب سی ام شهریورماه سال نود آفتاب حیاتش  به آرامی غروب کرد و جان به جان آفرین سپرد .

روحش شاد و یادش گرامی

بیاد مرحوم مسیح الله ذبیحی

( تاریخ نگار و محقق با تعصب گرگانی )

مسیح الله ذبیحی در چهارم فروردین ماه سال ۱۳۰۸ خورشیدی در روستای زیارت گرگان دیده به جهان گشود. پدر او شیخ عبدالرحیم ذبیحی معروف به شیخ رحیم زیارتی از شاگردان شیخ عبدالرزاق سپهر استرابادی، و خود از علمای استراباد بود.

وی مقدمات علوم را نزد پدرش و قسمتی را نزد شیخ رضا مدرس جلینی و آقا میرمحمود بهبهانی و سید محمدرضا میبدی آموخت و سپس تحصیلات جدید را در همین شهر آغاز نمود و در سال ۱۳۳۷ خورشیدی موفق به اخذ دیپلم ادبی از دانشسرای مقدماتی شد. در همان سال ۱۳۲۷ به خدمت اداره آموزش و پرورش گرگان درآمد. وی در دبیرستان ها، دانشسرای مقدماتی و مراکز تربیت معلم به تدریس ادبیات فارسی، عربی و علوم دینی می پرداخت.

در سال ۱۳۳۱ خورشیدی در امتحان ورودی دانشکده حقوق شرکت نمود و در حین خدمت تا سال دوم قضایی را خواند اما به علت گرفتاری های خانوادگی و مسؤولیت اداره زندگی موفق به ادامه تحصیل نشد.

ذبیحی علاوه بر خدمات اجتماعی از قبیل ساخت مدرسه و حمام در روستای زیارت به تحقیقات تاریخی عشق می ورزید و گاهی هم در سرودن شعر طبع آزمایی می کرد.

همچنین وی مدت ها مسؤول کتابخانه شهر گرگان بود.

ذبیحی تحقیقات تاریخی خود را از سنین نوجوانی آغاز نمود و سرانجام در سال ۱۳۳۷ (سن ۲۸ سالگی) نخستین بازتاب تحقیقات خود را با کمک علمی مرحوم سید ابوالقاسم امیرلطیفی به نام سالنامه فرهنگ گرگان به چاپ رسانید.

وی نخستین و جدی ترین مصحح نسخه های کتب قدیم در گرگان محسوب می شود.

آثار او در زمینه تصحیح متون عبارتند از:

۱- نخبه سیفیه (یاداشت های محمدعلی قورخانچی معروف به صولت نظام)

۲- گرگان نامه

۳- استرابادنامه (گرگان سرزمین طلای سفید)

۴- از آستارا تا استارباد جلدهای ششم و هفتم به همراهی منوچهر ستوده

۵- سالنامه فرهنگ گرگان

از دیگر خدمات ذبیحی این بود که برخی از اسناد و نسخه های خطی گرگان را در اختیار دکتر منوچهر ستوده و دکتر ایرج افشار قرار داد و آن دو  این اسناد و نسخه ها را منتشر نمودند. از این دسته اند مجلدات هشتم تا دهم «از آستارا تا استارباد» که به همت دکتر ستوده منتشر شده اند و همچنین «مخابرات استراباد» در دو جلد که به همت دکتر ایرج افشار و محمدرسول دریاگشت منتشر شده اند.

مرحوم ذبیحی  ، نمونه ای واقعی از چهره های گرگان دوست و فرهنگی در این دیار تاریخی بود که در راه خدمتگزاری به تاریخ و فرهنگ مردم زادگاهش شبانه روز تلاش کرد که متاسفانه ، امروز نامش در حال فراموشی است …..

سرانجام مسیح الله ذبیحی، در سال ۱۳۵۶خورشیدی در سن ۴۸ سالگی، هنگام عمل جراحی قلب در لندن چشم از جهان فروبست. جسد وی را از لندن به زادگاهش منتقل نموده و در گورستان امامزاده عبدالله گرگان دفن نمودند.

روحش شاد، یادش گرامی و راهش مستدام باد.

 

محمدابراهیم برادران

جاج محمدابراهیم برادران در ایام میانسالی

 

حاج محمدابراهیم برادران فرزند حاج شعبانعلی ولی اف استرابادی، در سال ۱۲۸۳ شمسی در محله میرکریم استراباد متولد شد وی پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و متوسطه در زادگاه خود، وارد تجارتخانه پدر شد و در همان اوان نوجوانی چنان در امر تجارت پیشرفت نمود که زمام کار تجارت پدر را به عهده گرفت چنانکه همزمان؛ سه تجارتخانه را در بندرگز و استراباد و گنبد اداره می کرد، وی از همان ایام جوانی به خاطر عشق و علاقه ای که به زادگاه خود (استراباد) داشت ؛ از هیچگونه اقدامی در راه آبادانی و اعتلای فرهنگ شهر و ترقی گرگانی ها دریغ نمی کرد. بارها پیش می آمد که بدون اینکه هیچ تعهدی داشته باشد و یا نفعی برای او در میان باشد، برای حل مشکلات و احقاق حق همشهری های خود رهسپار پایتخت (تهران) می شد و با جذبه و برشی که داشت؛ حتی اگر کار به درگیری با مسؤلین رتبه اول کشور هم می کشید با دست پْر به گرگان باز می گشت. چنانکه از این نمونه فعالیت های وی می توان به در گیری با «محسن همراز» (نماینده انتصابی گرگان در مجلس شورای اسلامی) برای حل مشکل حاج میررحیم هاشمی (صاحب امتیاز تلفنخانه گرگان) اشاره نمود.

«برادران» اعتقاد دارد کسانی می توانند برای یک جامعه مفید باشند که، حداقل،  با دردهای آن جامعه آشنا باشند به همین خاطر معتقد است که اداره گرگان باید در دست کسانی باشد که با مشکلات گرگان و گرگانی ها آشنا هستند. وی به گفتة خود و به شهادت اسناد، یکی از مخالفین سرسخت دخالت افراد غریبه و نا آشنا، در امور گرگان بوده که از جمله مقاومت های وی می توان به چند مورد اشاره نمود؛ ایستادگی در مقابل نماینده ای مثل «سیدمحمدعلی شوشتری» که همواره مقابله با او به منزلة مقابله با حکومت بود، این مقاومت ها تا جایی شدت می یابد که به چاپ روزنامه «اصناف گرگان» منجر می شود، به طوری که آنقدر لحن «برادران» در این روزنامه، بر علیه شوشتری و شاه و سیاست های او، تند بوده که در همان روز انتشار دستور توقیف آن صادر می شود. یا زمانی که امتیاز برق گرگان را به سهراب پیمان که قریبه بود واگذار می کنند (در حالی که باید طبق قانون به یک شرکت محلی واگذار می کردند)، حاج محمد ابراهیم برادران، شوشتری را به زانو در می آورد و کاری می کند که شوشتری شبانه به خانة فرماندار می رود و دستور می دهد که صبح اول وقت امتیاز او را باطل کنند، که این خود داستانی دارد.

(ادامه…)

سیداحمدضیاء موسوی

مروری بر زندگی
سید احمد ضیاء موسوی

 

محمود اخوان مهدوی

حاج سید احمد ضیائی موسوی (ضیاء موسوی) فرزند سید رضا، در تاریخ بیست و دوم تیرماه سال هزار و سیصد و یازده شمسی دیده به جهان گشود، هم زمان با تحصیل در مدارس گرگان؛ به کار کشاورزی هم مشغول بود، پس از اتمام تحصیل به خدمت در آموزش و پرورش مشغول شده و مدتی (حدود سال های ۳۸-۱۳۳۷ الی سال های ۴۱-۱۳۴۰ شمسی) مدیر مدرسه «میرفندرسک» خان ببین بود، زمانی که آن مرحوم وارد مدرسه میر فندرسک شد این مدرسه چهار کلاس (چهار پایه) بیشتر نداشت، ایشان پایه پنجم را در این مدرسه ایجاد نمودند که آن زمان حدود پانزده دانش آموز دختر و پسر در این پایه تحصیل می کردند، تا اینکه پس از چهار سال خدمت، حدود سال های ۴۲-۱۳۴۱ به روستای «قربان آباد» منتقل شده و در آنجا مدرسة قربان آباد را به کمک اهالی محل، بنیان گذاشتند این مدرسه در ابتدا شامل یک کلاس مختلط از دانش آموزان سنین مختلف بود که در یک اتاق محقر گلی برگذار می شد. مرحوم ضیاء موسوی خود در توصیف آن کلاس می گفت: « اتاقی کوچک و گلی بود که حتی یک پنجره ام نداشت، من به دست خودم قسمتی از دیوار را سوراخ کردم و در آن جا پنجره ای کار گذاشتم تا علاوه براینکه نور اتاق تأمین می گردد، به تعدیل هوای داخل اتاق هم کمک شود».

مرحوم ضیاء موسوی؛ در خان ببین و به ویژه در قربان آباد علاوه بر امر آموزش کودکان،  خانواده های آنان را هم مورد حمایت خود قرار می داد و در امور اجتماعی آنان هم نقش داشت. در خیلی مواقع هم به عنوان بزرگ روستا؛ مرجع مشورت اهالی روستا بود.

حاج سید احمد ضیائی موسوی پس از خدمت های شایان و فراوان در روستا های اطراف گرگان؛ به مدارس شهر گرگان اعزام شد، چنانکه مدتی با سمت ناظم در مدرسة «فردوسی» گرگان مشغول به کار شد و پس از آن مدیر مدرسة «اندیشه» بود و سرانجام بعد از مدتی بازنشسته شد.

حاج سید احمد؛ در دوران باز نشستگی هم دست از فعالیت های فرهنگی بر نداشت، وی علاوه بر مطالعه کتب قدیمه و جدیده، به کار نقاشی روی بوم هم تسلط داشت و همچنین به تبع اجداد خویش که متولی امام زاده «شاهزاده قاسم» بودند به امور این امام زاده رسیدگی می نمود. ایشان شجره نمایشی صحیح و دقیق نیز از اسلاف و اخلاف خاندان ضیاء موسوی استرابادی تنظیم نموده اند که کاملا منطبق بر اسناد می باشد.

(ادامه…)

سیدابوالقاسم امیرلطیفی

مروری بر زندگی
سیدابوالقاسم امیرلطیفی


به قلم: کوکب سادات (اشرف) امیرلطیفی

با سپاس از محمود اخوان مهدوی

سید ابوالقاسم امیرلطیفی فرزند حجه الاسلام سید محمدعلی امیرلطیفی ملقب به «سبط الشیخ» در تاریخ ۱۲۹۲ خورشیدی در شهر استراباد (گرگان) دیده به جهان گشود. تحصیلات خود را تا مقطع دانشسرای مقدماتی در این شهر به اتمام رسانده و سپس به خدمت اداره معارف و اوقاف و صنایع مستظرفه ی همان شهر در آمد.

امیرلطیفی کارخود را با معلمی در مقطع ابتدایی شروع نموده ، سپس معلم دوره متوسطه و کلاس های شبانه دانشسرای گرگان شد. بعد از آن به عضویت اداره فرهنگ گرگان درآمده و پس از اندکی مسؤلیت امور مالی آن اداره را عهده دار شد. وی در زمان خدمت خود، یک بار قبل از جنگ دوم جهانی و یک بار، هم زمان با جنگ، به علت بی سرپرست بودن اداره فرهنگ و معارف گرگان، مسؤلیت مستقیم سرپرستی آن را به عهده گرفت. وی علاوه بر اشتغال درموارد فوق مشاغل دیگری هم داشت از جمله: بازرس سیار اداره فرهنگ گرگان(طبق حکم مورخ۲/۴/۱۳۲۴ش)، عضویت و مدیرعاملی جمعیت شیروخورشید سرخ گرگان (بیست سال)، عضویت سازمان تربیت بدنی و پیش آهنگی گرگان (دوازده سال)، ناظر جمعیت خیریه فرح پهلوی گرگان (از بدو تأسیس(۱۳۳۹ش) تا حدود ۱۳۵۰ش) خزانه داری کتابخانه عمومی شهر گرگان (۱۳۴۹ش). همچنین ایشان علاوه بر اشتغال به مشاغل اداری و عام المنفعه و خیریه به کار کشاورزی و پیمانکاری ساختمان هم می پرداختند.

سایر فعالیت های وی تا آذرماه سال ۱۳۵۶ش به صورت فهرست وار:

ـ ایجاد تعلیمات اجباری و همکاری برای افتتاح کلاس های مبارزه با بیسوادی.

ـ بنیانگذاری و احداث سالن تئاتر و اجرای نمایشنامه های متعدد در آن به نفع مراکز فرهنگی،  ورزشی و خیریه.

ـ توزیع دارو و مبارزه برعلیه مالاریا و همکاری با بهداری زمان و به نمایش گذاشتن اسلایدهای آموزشی ـ بهداشتی، برای عموم اهالی گرگان، جهت روشن شدن اذهان عمومی.

ـ مبارزه با مفاسد اجتماعی (جلوگیری از سیگار کشیدن محصلین و قماربازی در میادین و اجتماعات عمومی).

ـ ساخت و ساز مؤسسات آموزشی در گرگان و گنبد و بندرشاه (بندر ترکمن) و بندرگز وگومیشان با سرمایه گذاری دولتی و کمک اصل۴ ترومن (سال ۱۳۳۲).

ـ ایجاد پرورشگاه.

ـ همت در بنیانگذاری شیروخورشید سرخ گرگان در زمان مدیریت عاملی دکتر خطیبی.

ـ مسؤلیت مستقیم در ایجاد پیش آهنگی وقت.

ـ ساماندهی و برنامه ریزی برای برگزاری مراسم های رسمی وقت.

ـ مدیریت مرمت آثار و بناهای متبرکه و بازخوانی خطوط قدیمی، من جمله مرمت بنای میل گنبد قابوس و بالا رفتن از آن و بازخوانی خطوط کوفی آن و دریافت دو مدال لیاقت علمی و فعالیت فرهنگی.

ـ همکاری درکاوش و حفاری جهت استخراج اشیاء با ارزش باستانی جهت انتقال به موزه و جمع آوری اشیاء و لوازم مربوط به مردم شناسی در زمان زنده یاد دکتر مصطفوی، ریاست موزه مردم شناسی.

ـ ایجاد و اداره انجمن امور خیریه به وسیله بانوان خی‍ّر آن زمان.

ـ ایجاد دارالتربیه (دانشسرای صحرائی) در گنبد قابوس.

ـ ایجاد بنای دانشسرای مقدماتی که فعلاً دانشکده تربیت معلم می باشد.

ـ مبارزه پشت صحنه با افکار و عقاید پوچ سردمداران از جمله رضاشاه.

ـ ایجاد انجمن های خانه و مدرسه.

ـ تشکیل گروه های مختلف تاتر از دانش آموزان و هنرمندان.

ـ ایجاد گروه های ژیمناستیک و آکروبات و حرکات نمایشی با مربیگری جناب استاد سیدرضا سیدین.

ـ تلاش جهت دریافت مجوز کاربری ورزشی برای زمین سبزه میدان (سالن تختی فعلی) با کمک استاد سید رضا سیدین.

ـ همکاری فرهنگی و اجتماعی با افراد سرشناس و فرهیخته چون آقایان حشمت الله دهش، محمدجناب، مهدی سهیلی، ملک الشعرا بهار، دکتر بیرجندی، تقی خان رهبر، دکتر مصطفی هروی، دکتر حسینعلی هروی، آقای باوند، دکتر سنگ، کلهر، ابوالحسن ورزی، دکتر کشاورز، و دعوت از آن ها برای احیاء فرهنگ گرگان.

ـ جمع آوری لغات و تاریخچه گویش استرابادی.

ـ جمع آوری منابع تاریخ استراباد.

ـ نگارش تاریخ فرهنگ نوین استراباد که بخشی از آن در سالنامه فرهنگ گرگان(۱۳۳۷) توسط مرحوم ذبیحی منتشر شد.

ـ تقریر و ارائه مقالاتی درباب کاستی ها و نواقص فرهنگی ، اجتماعی، بهداشتی، اقتصادی و… شهر گرگان

ـ پرداختن به کار عکاسی و ایجاد تاریکخانه شخصی در منزل، به کمک مرحوم کریم پورناصر.

ـ ایجاد کتابخانه ای مجهز و بزرگ (که در زمان کهولت سن تمام کتاب های خود را وقف کتابخانه مسجدجامع گرگان نمود).

مروری بر زندگی سیدابوالقاسم امیرلطیفی

به نقل از گرگانشهر

 

12

لینک‌های پیشنهادی

تبلیغات

تاریخ استراباد

28 تیر

»»» درگذشت شیخ محمدحسین مقصودلو استرابادی رهبر مشروطه خواهان استراباد (1343 قمری)

»»» تولد حجت الاسلام سید حسین میربهبهانی (1329 خورشیدی)